تبليغاتX
باغ بی برگی باغ بي برگي....داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اکنون خفته در تابوت پست خاک مي گويد

باغ بی برگی

هر آنچه باید گفته باشم...گفته ام آیا؟

 

اصولا طنز در جامعه ما به شکل حادی ضروری است (منظور همان جلوه فکاهی آن است) چرا که ما در وطن تعزیه و موصیبت زدگی زندگی می کنیم و کارشناسان عدیده ای معتقدند که ما در آینده با بیماریهای روانی خاص و افسردگیهایی متاثر ازاین فضای اجتماعی سنگین و عصبی رو برو خواهیم شد.

طنز در واقع به معنای بیانی غیر متعارف و خنده آور است، با بزرگنمایی کاستی ها و زشتی ها نوعی نقد محسوب می شود. خنده حاصل از طنز خنده شادمانی نیست؛خنده ای است تلخ و دردناک که مطلب مورد انتقاد را سرزنش می کند.طنز با بارز کردن زشتی و پلشتی، انسان را به عکس این رفتار رهنمون می سازد.

بزرگنمایی در طنز یکی از اصول اساسی و جدا ناشدنی است یعنی می بایست مسائل دوروبر خود را بصورت اغراق شده ببینیم تا تلنگری باشد برای رو کردن به حل آنها.

این مسئله جای کار زیادی بعلت وضعیت نا بسامان کنونی در خصوص نقد ناپذیری پذيرندگان قدرت دارد. اخیرا هم که صحبتهايی در مورد جرم بودن توهين به مسئولين رد بالای دولت به گوش می رسد.نفوذ این طرز تلقی در بطن جامعه در طی سالیان متمادی، موجب شده است که نقد و توهین با هم اشتباه گرفته شوند و افراد هر گونه نقدی را توهینی نسبت به خود تصور کنند. و به همبن خاطر در برابر آن موضع گیری می کنند.

مثالهای متعددی در این باره وجود دارند مثلا در مورد فیلم شوکران که جامعه پرستاری  اعتراض کردند،فیلمی که در ماه رمضان چند سال پیش پخش می شد جنوبی ها اعتراض کردند، فیلم اخیر ماه رمضان که باعث آزردگی وکلای دادگستری شد، یا فیلم مارمولک که جامعه روحانیت ویا...

حتی ما نمونه هایی داریم که افراد بعد از سکونت کوتاهی در ایران به این صنعت(نقد ناپذيری) دچار شده اند.

نقد و پذیرش آن توسط جامعه تنها راهی است که میتوان با تکیه بر آن رشد کرد. ما باید ظرفیت خود را بالا ببریم و سپس آن موقع انتظار داشته باشیم که از این ظرفیت سوء استفاده نشود.

منتظر نقدی نو و نشنیده از برره باشید.

 

توصیه میکنم حتما بخونید تا با فکری روشنتر به مسائل بنگرید

 

 

نقد سیاسی-اجتماعی برره " شبهای برره نه شبهای ایران" 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 10:31  توسط صادق  |